راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

خريد فرش براي اتاق راميلا

1390/11/30 15:31
نویسنده : مامان ساناز
307 بازدید
اشتراک گذاری

 

 ziba

يه چند روزي بود تصميم گرفته بوديم كه براي اتاق راميلا يه فرش بگيريم بخاطر اين ديروز بعد از ظهر آماده شديم رفتيم بازار بزرگ فرش رضا و حسابي تاب خورديم فرشهاشو ديديم ولي زياد به دلم ننشستند به نظرم خيلي قشنگ نبودن، ديدين بعضي اوقات وقتي ميخوايد يه چيزي بگيريد تا به دلتون نشينه نمي خريد، حتي ممكنه  از اون وسيله اي كه ميخوايد بخريد هزار بار و هزار جا هم ديده باشيد ولي تا به دلتون نشينه يه جورايي چشمتون را نگيره نمي خريد، به خاطر اين من هم راستيش اصلاً فرشهاي بازار فرش چشمم رو نگرفتن يا جرقه اي ايجاد نكرد كه باعث بشه من فرشي را انتخاب كنم و بخرم، شايد گذاشتم براي يه وقت ديگه اي، راستي يادم رفت بگم تو اين مدتي كه بازار بزرگ فرش بوديم راميلا خواب بود و اصلاً متوجه نشد آخرش كه مي خواستيم برگرديم با صداي يه بچه ديگه از خواب بيدار شد و شروع به نگاه كردن كرد چون وقتي از خواب بيدار ميشه اولش يكمي كسله بعد از مدتي سر حال ميشه بعد از اينكه سر حال شد گفت مي خوام راه برم موقعي بود كه ما داشتيم بر مي گشتيم، بعد كه راه افتاديم تو فكر بوديم كه كجا بريم و چكار كنيم؟ راميلا گفت ماماني پارك ما هم كه دلمون براش سوخت و  گفتيم ببريمش يكمي تفريح و بازي كنه رفتيم قلعه سحر آميز چون يك فضاي بسته است براي بازي كردنش اونجا بهتر از پارك بود چون توي پارك ميخواست بدو بدو بكنه و از اونجايي كه راميلا سرماخورده و صبحش هم حسابي ما رو جلوي آنا خجالت زده كرده بود پس بهتر بود جايي بره كه كمتر باد و سرما بهش بخوره .

راميلا خانم هم حسابي اونجا بازي كرد و بدو بدو كرد البته ديشب بر خلاف همه روزها خيلي خلوت بود و راميلا هم حسابي تاب خورد سر فرصت تصميم گرفت كه كجا بره سوار كدوم اسباب بازي بشه، بعضي وقتها حوصله آدم رو سر مي بره هر چي بهش مي گفتم بيا سوار اين يكي شو ميگفت نه اين خوب نيست مي رفت سوار يكي ميشد كه چند لحظه قبل سوار شده بود، ميشه گفت يه جورايي لجبازي مي كرد، راستي يادم رفت بگم كه واقعاً لجباز نمي دونم به كي رفته بعضي وقتها ميگم به باباش رفته( شوخي ) چون تا بهش ميگم اين كار انجام بده انجام نمي ده وقتي نبايد انجام بده انجام ميده حرف حرف خودشه، خيلي از مواقع دعوامون ميشه بعد همسرم ميگه باز شما دو تا شروع كردين، خيلي لجباز و يكدنده شده، اصلاً به حرف من گوش نميده و هر چي يا هر كاري كه بهش ميگم انجام نميده ولي كافي همسرم بهش بگه اصلاً متوجه نميشيد كه چي شد و كي انجام داد مثلاً بهش ميگم راميلا بيا ژاكت بپوش ميخواي بري تو حياط، ميبيني داره ميپوشه كافي اين وسط همسرم بگه نه گرمه نمي خواد، مگه ديگه منو ميشناسه بكشيش حرفتو گوش نميده ميگه نه گرمه حرف حرف خودشه وقتي ميگم به باباش رفته ميگيد نه ..

zibazibaziba

پسندها (1)

نظرات (10)

محيا كوچولو
1 اسفند 90 22:56
خاله ماماني ميگه منم يه كم لج باز شدم، آخه چرا نميذاريد ما هركاري دلمون ميخواد بكنيم
مامان قند عسل
4 اسفند 90 23:04
فکر کنم تو این سن همه بچه ها اینطورین.آخه احسانم خیلی لجبازی میکنه.


واقعاً همشون همین طوری هستند .
مامان قند عسل
4 اسفند 90 23:05
راستی پیش ما هم بیاین.


مرسی حتماً عزیزم .
مامانی شیما وحدیث
7 اسفند 90 12:48
سلام مامانی
اولا به به که وبت و نورزی کردی
دوما آره واقعا منم وفتی میخوام یه چیزی بخرم خیلی سخت انتخاب میکنم وقتی نخوام همه چیز قشنگ میبینم
سوما این رفتار رامیلا جون دقیقا مثل دخترای منه
وقتی جایی میریم اصلا به من کارندارن وحرف حرف خودشون وباباشونه
منم خیلی حرص میخورم وبعضی وقتها هم ازحرصم داد وبیداد راه میندازم
پیش ماهم بیا


مرسی عزیزم خیلی خوشحالم که به ما سرزدید .
مامان پریسا
8 اسفند 90 11:35
سلام مامانی. ایشالله این سرما خودگی زود برطرف بشه.
به نظر من هم این لجبازی نیست یه جور بازی با مامانیه. اخه پریسا هم دقیقا همین طورهمامانی تولد داریم هااااااا


سلام گلم بله درسته تولد نزدیکه .
مامان ملینا
10 اسفند 90 14:09
سلام مامان رامیلا منم تو تدارک جشن تولد ملینا هستم . خیلی سخته تولد ملینا 28هستش که درست موقعی که یه سری کارها مونده و باید انجام بدیم.اما مگه می شه این شیرین زبونها ور نادیه گرفت .راکیلا هم که خیلی شیرین زبون شده .رامیلا از همین جا یه بوس گنده رو اون لپهای خوشگلت


مرسی خاله جان راست میگید خیلی سرم شلوغه .
مامان رهام
11 اسفند 90 11:49
سلام مثل اينكه در گير تولد راميلا جونيا .خوش باششيد.پيشاپيش تبريك ميگم


سلام گلم راستش بله ولي نمي دونم بزارم براي روز پنجشنبه يا ايام تعطيل نوروز كه همه باشند .
مامان هامان
13 اسفند 90 8:41
رامیلا جونم تولدت مبارک


مرسي گلم.
رادین عشق زندگی
13 اسفند 90 9:46
سلام خانمی تولدت مبارک ان شالله 120 سال عمر کنی


مرسي عزيزم .
مامان یکتا
14 اسفند 90 0:55
سلام خاله تولدت مبارک .ایشالا که 120 سال عمر با عزت داشته باشی.
وقت کردید به وبلاگ گل دخترم سر بزنید.


مرسي خاله جان لطف كرديد كه به ما سر زديد .